الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
20
الغدير ( فارسي )
نطفهء جاحظ بسته شود ، در شعر و كلمات منثور صحابه و تابعانى كه به نيكوئى از صحابه پيروى كردهاند ، مثل « خزيمة بن ثابت » ذو الشهادتين « عبد اللَّه بن عباس » و « فضل بن عباس » و « عمار ياسر » و « ابى ذر غفارى » و « قيس بن سعد انصارى » و « ربيعة بن حرث بن عبد المطلب » و « عبد اللَّه بن ابى سفيان بن حرث بن عبد المطلب » و « زفر بن زيد بن حذيفه » و « نجاشى پسر حرث بن كعب » و « جرير پسر عبد اللَّه بجلى » و « عبد الرحمن بن حنبل » همپيمان « بنى جمع » و بسيارى ديگر ، به خوبى مىتوان ديد . و اين امير المؤمنين على ( ع ) است كه هر دو لنگهء اين در را ، به نفع شيعه در نامهها و خطبههاى لبريز و سرشار از اين گونه استدلالهايش كه در لابلاى كتب و زواياى سخنرانيها و رسالهها مضبوط است ، گشود . شيخ ما « مفيد » آنچنانكه در صفحهء 85 « فصول » است فرموده است : كميت فقط معنى گفتار امير مؤمنان را كه در كلام منثور حضرتش در حجّتآورى بر معاويه است به رشتهء نظم كشيده و پس از امير مؤمنان خاندان محمّد ( ص ) و متكلمان شيعه پيش از كميت و در زمان او و پس از وى اين گونه استدلالها مىنمودهاند ، و نمونهء آن در اخبار مأثور ، و روايات مشهور ، موجود است و هر كس به آن حدى از دروغ رسد كه جاحظ رسيده است ، سخن وى را اعتبارى نيست . قصيدهء لاميهء هاشميات الاهل عم فى رأيه متأمّل و هل مدبر بعد الإسائة مقبل « هان آيا هيچ كوردلى ، نگران انديشه خويش هست ؟ و هيچ روى از حق تافته اى پس از تبهكارى به سوى حق باز مىگردد » . « ابو الفرج » در صفحهء 126 جلد 2 « اغانى » به اسناد خود از « ابى بكر خضرمى » روايت كرده است كه گفت : در ايّام تشريق در « منى » از « ابى جعفر محمّد بن على ( ع ) » براى كميت اجازه شرفيابى خواستم و حضرت اجازه فرمود ؛ كميت ( شرفياب شد ) و به عرض رساند : قربانت گردم ، در ستايش شما شعرى سرودهام كه دوست دارم برايتان بخوانم . فرمود : در اين روزهاى مشخّص شده و شماره شده ، به ياد خدا